این نوشته قصد دارد تا با بررسی رویدادهای چند ماه اخیر سایت بالاترین به دلایل و روند زوال و انحطاط تدریجی آن بپردازد .
امید است که این متن, چراغ روشنی باشد برای آینده وب فارسی که شاید راههایی که بالاترین رفت و به ناکجا آباد رسید , دوباره پیموده نشوند .
آیندگان باید بدانند که چه اتفاقاتی در بالاترین رخ داد که موجب رنجش و آزردگی خاطر اکثریت قاطع کاربران گردید و آنها را به مقاوت در برابر زورگویی های مدیران سایت سوق داد و این مقاومت دلیرانه تا از دست دادن حساب کاربریشان که برای آن زحمت زیادی کشیده بودند هم پیش رفت.
سایت بالاترین در 28 آذر 89 دست به کودتایی زد که در تاریخ وب فارسی , بی سابقه بود.
در این شب صدها کاربر بالاترین به صورت فله ای اخراج شدند و سایت بالاترین به اخراج کاربران,آنهم با چنین وضع توهین آمیزی قناعت نکرد و به کاربران اخراج شده برچسب های مختلفی هم زد که بر زشتی کارش افزود.
اخراج کاربران با چنان خشونت و سرعتی به انجام رسید که حتی برخی از کاربران مسدود شده هنوز هم نمی دانند که افراد دیگری هم بودند که همزمان با آنها اخراج شده اند.
امروز دقیقا 1 ماه از این کودتا می گذرد و در همین مدت کوتاه, بالاترین چنان افت محسوسی را تجربه می کند که حتی برای بدبین ترین مشاوران سایت بالاترین هم قابل پیش بینی نبود.
با ورود 3 سایت جدید که به عنوان جایگزین هایی قدرتمند برای بالاترین مطرح شده اند, انحصار بالاترین شکسته شده است و در عرض همین یک هفته ای که از افتتاح سایتهای جدید می گذرد, تعدد کاربران و بازدیدکنندگان این سایتها به اندازه ای رشد کرده است که به خطری جدی برای ادامه حیات بالاترین تبدیل شده اند و بالاترین تمامی لینکهایی که به معرفی سایتهای رقیب می پردازند را با دستپاچگی فراوان و بلافاصله حذف می کند.
این نوشته از 3 قسمت اصلی تشکیل یافته است:
1- وقایع چند ماه قبل از کودتا تا شب کودتا
2- اتفاقاتی که در شب کودتا رخ داد
3- رویدادهای پس از کودتا
قسمت اول: خیانت به امید
وقایع چند ماه قبل از کودتا تا شب کودتا
(توضیحات: با کلیک بر روی عکسها می توانید منبع اصلی که از آن عکس گرفته شده است را مشاهده فرمایید )
قشنگ ترین دروغی که در طول عمرم شنیده ام همین جمله بالا بود که در وبلاگ رسمی بالاترین نوشته شده است.
اگر بالاترین فقط به همین یک جمله خودش اعتقاد قلبی و التزام عملی داشت, هرگز به چنین سرنوشتی دچار نمیشد.
این جمله در تاریخ 9 مرداد 89 در وبلاگ رسمی بالاترین به نگارش در آمده است, پس چه شد که بالاترین با چنین سرعتی به سمت محدود کردن آزادی بیان و گردش آزاد اطلاعات رفت که امروز آنرا دیکتاتور می نامند؟
روند تحمیل خودسانسوری به کاربران و همچنین حذف مطالب و موضوعات آنها در ابتدا بسیار کند و خزنده بود ولی در برهه ای از زمان به طرز شگفت آوری تند و زننده شد به نحوی که عکس العمل ناگزیر کاربران را در پی داشت.
شاید بتوان گفت که روند محدود سازی آزادی بیان در بالاترین با موضوع زیر شروع شد:
ایجاد موضوع داغ بر اساس شایعات , مجاز نیست
گام اول در محدود کردن آزادی کاربران , خیلی خوب و سنجیده انتخاب شده بود و کاملا عاقلانه به نظر می رسید و چون این امر , بسیار منطقی و عقلانی به نظر می رسید , اعتراض چندانی هم به دنبال نداشت (هر چند یکی از نقاط قوت بالاترین نسبت به سایر خبرگزاری ها در مطرح کردن مواردی بود که شاید صحت آنها هیچوقت به اثبات نرسد, مثلا در جریان ترانه موسوی سایت بالاترین نقش فعالی داشت و مطرح شدن این موضوع در بالاترین باعث شد تا فرمانده سابق بسیج(حسین طائب) برای سرپوش گذاشتن بر روی این قضیه از بستگانش بخواهد تا در جلوی دوربین صدا و سیمای جمهوری اسلامی به ایفای نقش بپردازند که افشای این قضیه توسط مهدی کروبی موجب شد تا ضربه اساسی به حیثیت و صداقت حسین طائب وارد گردد و نشان دهد که این موضوع فقط یک شایعه نبوده است).
اما گذشت زمان ثابت کرد که حذف موضوعات داغ, فقط شامل شایعه ها نگشته است و همگان دیدند که چگونه ارسال موضوعات داغی که به دعوت برای تجمعات اعتراضی پس از انتخابات 88 می پرداخت و نقش موثری در سازمان یافته بودن حرکات جنبش سبز داشت هم ممنوع اعلام شد.
اما اوضاع بر وفق مراد بود و کاربرها راضی و خوشحال به کار خود در سایت ادامه می دانند تا اینکه در تاریخ 24 آبان 89 بالاترین قانون جدیدی را معرفی نمود و به اجرا گذاشت که تعرض آشکار به ساحت آزادی بیان بود:
طرح یک ماههٔ حذف لینکهای توهین به ادیان از صفحه اول بالاترین:
بالاترین به صورت خلاصه گفته بود که:
» از امروز تصمیم گرفتیم که بطور آزمایشی، به مدت یک ماه، لینکهای با محتوای توهین هزلگونه به ادیان را تنها از صفحه اول بالاترین برداریم. این لینکها از بالاترین حذف نخواهند شد و هنوز با مراجعه به صفحه کاربر ارسال کننده این لینکها قابل دسترس خواهند بود.»
یک ماه آزمایشی که همه می دانستند یک ماه نخواهد بود و برای همیشه ادامه خواهد یافت.
بالاترین با اینکار عملا اعلام کرد که کاربران بالاترین, خوب و بد را از هم تشخیص نمی دهند و خیر و صلاح خودشان را نمی دانند که همیشه به لینکهای سکولار , امتیازهای بسیار بالایی می دهند و این لینکها را به قسمت (بهترین لینکهای امروز) می رسانند , بنابراین نیاز به یک قیم و ولی دارند که راه را از چاه نشانشان بدهد و لینکهایی که برای آخرتشان خوب نیست را از صفحه اول بالاترین حذف کند و کاربران بالاترین را با زور به داخل بهشت بیندازد!
این کار علاوه بر اینکه توهین و تبعیضی آشکار برعلیه فرستندگان لینکهای غیرمذهبی و اکثریت قاطع سکولار بالاترین به شمار می آمد, موجب میشد تا لینکهای غیرمذهبی در بین (بهترین لینکهای امروز) و ( لینکهای مورد بحث امروز) هم قرار نگیرند که کاهش امتیاز لینک و کاهش بحث های انجام شده بر روی مباحث مطرح در لینک را در پی داشت.
ارسال کنندگان لینکهای ضدمذهبی از اوضاع سابق بالاترین هم راضی نبودند (چون به صورت مداوم از کاربران مذهبی منفی های غیرقانونی و عقیدتی فراوانی دریافت می کردند که سایت ابدا در برابر این منفی های غیرقانونی مذهبیون عکس العملی نشان نمیداد و موجبات نارضایتی عمیق کاربران سکولار را فراهم آورده بود), چه برسد به اینکه قانون تبعیض آمیز جدید هم اجرا شود و ظلم مضاعفی را بر سکولارها تحمیل نماید.
در ضمن چرا این تبعیض را فقط بر علیه لینکهای غیرمذهبی به تصویب رسانده بودند؟
این قانون تبعیض آمیز و مشکوک, همانند جرقه ای بود که آتش به دل سوختگان عالم زد .
کاربرانی که تا امروز فقط در جمهوری اسلامی با خودسانسوری و حذف و تبعیض مواجه بودند, حالا باید از این به بعد در بالاترین هم مورد تبعیض و سانسور و حذف قرار می گرفتند.
قشر عظیمی از کاربرها واقعا رنجیدند و زمزمه مخالفت از هر سو به گوش می رسید.
بالاترین پاسخگو نبود و مدام به جوابهای مبهم بسنده میکرد.
موج ناامیدی از وجود حتی یک مکان آزاد که ایرانیان بتوانند در آنجا حرفهایشان را بزنند همه کاربران را فرا گرفت
نمیشد که هم در داخل کشور و هم در فضای مجازی صدای آدم را خفه کنند, پس گروه زیادی از کاربران به فکر تحریم بالاترین افتادند.
بازی وبلاگی برای تحریم بالاترین آغاز شد.
لینکهای بسیاری در ضرورت تحریم موقت و دائم بالاترین ارسال شدند.
در این زمان موافقتها و مخالفتهایی با تحریم بالاترین به وجود آمد چون 16 آذر در پیش بود و برخی صلاح می دانستند تا اگر تحریمی هم قرار است باشد باید آنرا به بعد از 16 آذر موکول کرد.
هر چند من در آن هنگام با تحریم بالاترین چندان موافق نبودم و آترا به نوعی خالی کردن میدان به نفع رقبا میدانستم و تحریم را آخرین چاره کار فرض می کردم ولی همواره شجاعت تحریمی ها را می ستودم به افرادی که به تحریمی ها خورده می گرفتند و فریاد آزادی خواهی در 16 آذر را بهانه ای برای سکوت امروزشان در برابر بالاترین قرار داده بودند همیشه یادآوری می کردم که کسانی که امروز در تحریم هستند فریاد آزادی خواهی و مبارزه با دیکتاتوری را چند روز زودتر از شمایی که می خواهید در 16 آذر سر بدهید, سر داده اند.
من هم بیکار ننشسته بودم و مدام با ارسال لینکها و کامنتها به نقض آشکار آزادی بیان و این اقدام تبعیض آمیز بالاترین اعتراض می کردم.
بالاترین در این روزها یک نظرسنجی در مورد اینکه آیا کاربران و بازدیدکنندگان سایت با طرح 1 ماهه آزمایشی حذف لینکها موافق هستند یا نه را ترتیب داد که اقدامی رو به جلو و بسیار امیدوار کننده به شمار می آمد.
کسانی که می خواستند به تحریم موقت بپردازند تاریخ 10 آذر را برای اینکار مشخص کرده بودند.
اما بالاترین پیشدستی کرد و نتایج اولیه نظرسنجی اش را در تاریخ 9 آذر 89 منتشر نمود.
نظر سنجی ای که سرکاری بود و بعدها حتی ذره ای به نظرات کاربران و نتایج این نظرسنجی عمل نشد.
نتایج نظر سنجی را ملاحظه فرمایید:
58 درصد از کاربران و بازدیدکنندگان سایت با این اقدام بالاترین مخالف بودند ولی بالاترین این نظرسنجی را مسکوت گذاشت و هرگز بر مبنای آن عمل نکرد و همان تصمیم قبلی خودش را در محدود کردن آزادی های کاربران به اجرا درآورد.
بالاترین علی رغم انتشار نتایج نظرسنجی در عمل هیچ تغییری در رفتار خود ایجاد نکرده بود و به حذف تبعیض آمیز لینکها ادامه میداد.
پس عده ای از کاربران سایت هم به نشانه اعتراض به هتک حرمت آزادی بیان در بالاترین , نامه ای سرگشاده به سایت نوشتند و مراتب اعتراض خود به این عمل غیر اخلاقی و تبعیض آمیز را اعلام نمودند.
اما بالاترین به این نامه هیچ جوابی نداد که عکس العمل این گروه از کاربران را به دنبال داشت و آنها را هم به جمع حامیان تحریم کشاند.
بالاترین که موج عظیم تحریمی ها را مشاهده نمود به صورت صوری و نمایشی با معترضانی که نامه نگاری نموده بودند وارد مذاکره شد و آنها را با مطلب جدیدی که در وبلاگش گذاشت و وعده و وعیدهای امیدبخشی که داد از تحریم خارج کرد و آنها را به سایت بازگرداند.
نویسندگان نامه اعتراضی به بالاترین بازگشتند:
بالاترین به مذاکره کنندگان وعده داد که تنها لینکهای توهین آمیز به مذهب را از صفحه اول بالاترین حذف کند و آنها را به صورت کلی حذف ننماید تا از پروفایل ارسال کننده لینک بتوان به لینک ارسال شده دسترسی داشت.
اما در همین هنگام که بالاترین دم از سازش و احترام به نظرسنجی و تعامل با نویسندگان نامه اعتراضی به بالاترین میزد, با وقاحت تمام به حذف کلی لینکها و حذف موضاعات داغ و حذف لینکها از صفحه اولش ادامه میداد.
به شخصه در همین ایام لینکی به بالاترین فرستادم که علاوه بر اینکه کلا از بالاترین و پروفایلم حذف شد, از سوی بالاترین هم تذکر هشدار دهنده به ایمیلم ارسال گردید(اگر تعداد تذکرها به حد خاصی برسد اکانت کاربر حذف میشود- البته تعداد این تذکرات برای اینکه بتواند کاربری را حذف کند مشخص نیست و به صورت دلخواه و با نظر شخصی مسئولین سایت اعمال می گردد)
در 19 آذر ماه قرار شد تا پارازیت با مهدی یحیی نژاد (مدیر و موسس بالاترین) مصاحبه ای در صدای آمریکا داشته باشد.
لینکهای بسیاری در مورد این خبر در بالاترین توسط کاربران ارسال شد ولی هر موضوع داغی که در این زمینه ایجاد می گردید بلافاصله حذف میشد.
طبق قوانین قبلی بالاترین فقط موضوعات داغی که شایعه بودند می توانستند توسط بالاترین حذف شوند, اما آیا مصاحبه یحیی نژاد با پارازیت شایعه بود؟
باید صبر می کردیم و می دیدیم
چند روز گذشت و 19 آذر فرا رسید آقای یحیی نژاد در مصاحبه با پارازیت شرکت کرد و مشخص شد که این مصاحبه شایعه نبوده است!
پس از انجام مصاحبه لینکهای بسیار زیادی که حاوی ویدئوی مصاحبه ایشان با پارازیت بود به بالاترین ارسال گردید و موضوعات داغ فراوانی که در این زمان از سوی کاربران مختلف ایجاد شد ولی باز هم تمامی موضوعات داغ بلافاصله حذف گردیدند!
حالا که کاملا مشخص شده بود که مصاحبه آقای یحیی نژاد شایعه نبوده است, پس چرا باز هم موضوعات داغ در این مورد حذف می شدند ؟
آنروزها فکر می کردیم که اینکار به خاطر شکسته نفسی آقای یحیی نژاد است ولی دیری نپایید که همه ی ما به علت اصلی این موضوع پی بردیم.
بله , آقای یحیی نژاد دوست نداشت که عده بیشتری از کاربرها این مصاحبه را ببینند!
چرا ؟
چون آقای یحیی نژاد خودش بهتر از همه می دانست که قرار است در طول چند روز آینده , تمام سخنانی که در پارازیت گفته است را کاملا زیر پا بگذارد و آخرین ضربات را بر پیکر نحیف آزادی بیان در بالاترین وارد کند.
می توانید مصاحبه کامل و بدون سانسور آقای یحیی نژاد و سخنان فوق العاده روشنفکرانه ایشان در مورد آزادی بیان را در لینک زیر ببینید تا خود شما هم متوجه شوید که جرا ایشان از انتشار گسترده این ویدئو ناخرسند بودند.
انتشار مصاحبه ایشان آب سردی بود بر آتش تحریمی ها که آنها را کمی به آینده آزادی بیان در بالاترین امیدوار کرد.
چند روز از این حرفها و شعارهای قشنگ گذشت ولی رفتار بالاترین با لینکهای کاربران هر روز خشن تر و شدیدتر میشد و ما داشتیم به پایان دوره 1 ماهه آزمایشی که از 24 آبان شروع شده بود نزدیک میشدیم.
در این هنگام gomnamian لینکی بر علیه خامنه ای به بالاترین ارسال کرد که باز هم با سرعت زیادی توسط رای کاربران داغ شد ولی در اقدامی تعجب برانگیز این لینک هم توسط بالاترین حذف شد؟
آیا خامنه ای هم مذهب جدیدی بود که کاربران از آن خبر نداشتند؟
چون بنا بر گفته صریح آقای یحیی نژاد در پارازیت , فقط قرار بود که لینکهایی که در توهین به مذهب از واژه های رکیک استفاده کرده اند از بالاترین حذف شوند
قرار نبود که خامنه ای هم مثل اسلام و مسیحیت و غیره, مذهب فرض شود!
از این لحظه به بعد بود که همگان فهمیدند که توهین به مذهب, تنها بهانه ایست برای بالاترین که با توسل به این ترفند, هر لینکی را که خودش و بچه های بالا دوست ندارند از بالاترین حذف کند.
حالا همه به نقشه بالاترین پی برده بودند و حتی کسانی که تحریم را مسخره می کردند و یا از ماندن و جنگیدن حرف می زدند هم به جمع معترضان پیوستند و سیل لینکهای اعتراضی به سوی بالاترین روان شد.
برای این لینکهای اعتراضی, موضوعات داغ زیادی زده شد که بالاترین بر خلاف میثاقی که با کاربران داشت آنها را نیز حذف کرد.
به لینکها و افکار متضاد زیر توجه فرمایید:
شاید تعجب کنید ولی وجه مشترک تمام کسانی که لینکهای فوق را فرستاده بودند این است که امروز با شجاعت و غیرتی که از خود نشان دادند یا اخراج شده اند و یا اینکه بالاترین را تحریم کرده اند.
بالاترین , امید همه را نا امید کرد و همه را قانع کرد که دیگر بالاترین, بالاترین نیست
بالاترین , دیگر جایی برای ماندن نبود و این را همه ما میدانستیم
او که در ابتدا وعده داده بود که تنها با لینکهای توهین به مذهب که حاوی الفاظ رکیک هستند برخورد نماید و آنها را فقط از صفحه اولش حذف کند, حال با بیشرمی تمام به لینکهای معترض به بالاترین و معترض به خامنه ای هم حمله می کرد و آنها را بر خلاف توافق صورت پذیرفته و سخنان صریح یحیی نژاد در پارازیت به صورت کامل از پروفایل هم حذف می کرد.
بر خلاف قانون بالاترین که فقط با لینکهای شایعه قرار بود تا برخورد صورت بگیرد , امروز کار بالاترین به جایی رسیده بود که موضوع داغ مربوط به مصاحبه با پارازیت و موضوعات داغ مربوط به اقدام اخیر بالاترین هم بلافاصله حذف میشدند.
در آن روزها یکی از دوستان مطلبی با تیتر زیر نوشت:
آن که بالاخره کوتاه می آید ما هستیم, چون ما عادت می کنیم
آیا سخن دوستمان میرفت تا به حقیقت پییوندد؟
آیا بالاترین که آخرین سنگر ایرانیان برای پاسداشت آزادی بیان بود هم باید فرو می ریخت؟
چشمای نگران زیادی به بالاترین دوخته شده بود و همگان شاهد فرود آمدن آخرین ضربه ها به ریشه آزادی در بالاترین بودند
سکوت در این برهه از زمان, خیانتی عظیم به آزادی ایران و ایرانیان بود
تاریخ , ما را نمی بخشید اگر به چنین ذلت و خواری تن میدادیم و در برابر زورگویی ها و حذف و سانسورهای بالاترین که هر لحظه هم بر شدت آنها افزوده میشد تسلیم میشدیم
اگر امروز ما تسلیم میشدیم و تن به حذف و خودسانسوری مورد نظر بالاترین میدایم, دیگر وب فارسی روی آزادی بیان را در آینده نمیتوانست ببیند و دیکتاتوری بر فضای مجازی هم غلبه میکرد
فردا (28 آذر) روز سرنوشت است
در آن روز چه خواهد گذشت؟
چه اتفاقات و همزمانی های اسرار آمیزی در داخل و خارج از بالاترین خواهد افتاد؟
آیا ما در برابر خواست بالاترین تسلیم خواهیم شد و دیکتاتوری و خودسانسوری بر فضای اینترنت هم سایه خواهد افکند؟
آیا دیگر در اینترنت هم جایی نخواهد بود که ایرانیها بتوانند حرف دلشان را بزنند و از حذف و سانسور بیم نداشته باشند؟
همه اینها را می توانید در قسمتهای بعدی از داستان کودتای بالاترین بخوانید
این داستان هر چه به پیش میرود جذاب تر, راز آمیزتر و حماسی تر خواهد شد
(شما هم میتوانید ماجرای بسته شدن حسابتان در بالاترین را در قسمت نظرات قرار دهید تا به وقایع کودتای 28 آذر افزوده شود)


















بسیار عالی….خیلی چیزها رو به یادم انداختی!!!
یادمه اونموقع،من اصلا تو فاز مذهبی نبودم،ولی این حرکت،من رو به ارسال لینک های مذهبی و رای دادن به اونها وا داشت…
افتخار میکنم که ماها هرگز به این ذلت که برای حفظ اکانت هایمان در بالاترین،سازش کنیم تن ندادیم!!!
مزدوران ماندند و ترسونانی که استدلالشان برای وضع بالاترین این است که میترسیدند که بالاترین را باز کنن!!
خسته نباشی، خیلی زحمت کشیدی
سلام. من هیچگاه لینک توهین آمیز نفرستاده بودم و هرگز بر علیه مذهب فعالیتی نداشتم. اما بر سر حذف تعدادی از کاربران بالاترین و اینکه چنین عملی بر خلاف اصل آزادی بیان است لینکی فرستادم و به این عمل اعتراض کردم. جالب است که تنها به همین دلیل اعتراض به حذف کاربران ، کاربری من نیز حذف گردید.(لینک http://balatarin.com/users/nima88)
با سلام
فقط خواستم یکی از دروغای حاج مهدی رو (که درباره فیلتر بود) رو کنم. نیازی به توضیح نیست کافیه این کامنت رو بخونید: http://balatarin.com/permlink/2010/12/22/2300807#c-3984652
تو روز روشن میاد اون حرف خودش رو که تو فرندفید گفته بود «بالامسلمین خیلی دموکراتیک هستن» نقض میکنه. حتما یادتون هست چقدر دعوا سر این حرف شد و یادتونه که این آغاز طرح حذف لینکهای ضد مذهبی بود.
جالبه که من برای شخصی بنام ایزد دعوتنامه فرستادم و ایشان هم درروز کودتا لینکی در بالاترین گذاشتن که آقای یحیی نژاد از سرنوشت صدام حسین عبرت بگیرید ! لینک ایشان حذف و حساب کاربریشون در 3 سوت بسته شد با کمال تعجب حساب کاربری من رو هم بستن به این دلیل » حساب کاربری شما بدلیل ارسال دعوتنامه به کاربر ایزد بسته شده است » !!!!
این دیگه آخره بی عقلی و بی منطقیه – بنظرمن هرکس این رو نوشته بود یک آدم احمق و بی منطقه و احمق تر از اون هم من بودم که 2 سال در وب سایت همچین آدمه بی عفل و احمقی فعالیت کردم
سلام ،
با تشکر از شفاف سازی شما.
من یکی که واقعا بعد از بسته شدن اکانتم پشت به بالاترین کردم نه به دلیل عقده ای بودن ، بلکه بدلیل تبعیض بالاترین!
4 تا اکانت یکی پس از دیگری در حدود یک ماه و نیم ! برای من باور نکردنی بود.
پایین ترین !
من با ارسال یک لینک از سایت خسن آقا یک مرتبه دیدم حسابم بسته شده این هم لینکی که فرستادم.
البته برام زیاد مهم نیست چون دیگه به بالاترین امیدی نداشتم و داشتم خودم بالاترین رو ترک می کردم
این هم لینک اون مطلب که باعث مسدود شدن حساب من شد
http://balatarin.com/permlink/2010/12/20/2298341